شمس الدین محمد شیرازی متخلص به حافظ و ملقب به لسان الغیب یکی از پر رمز ورازترین شاعران ایران و جهان است پدرش بهاءالدین می باشد که بازرگانی می کرده و مادرش اهل کازرون شیراز بوده تاریخ تولد او را بعضی ها سال ۷۹۲ و برخی بین سالهای ۷۳۰ـ۷۲۰ ثبت کرده اند که اوایل قرن ۸ بوده بعد از مرگ پدر برادران اکه هر کدام بزرگتر از او بودند به سویی روانه شدند و شمس الدین با مادرش در شیراز ماند وروزگار انها در تهیدستی می گذشت حافظ همین که به سن جوانی رسید در نانوایی به خمیر گیری مشغول شد تا اینکه عشق به تحصیل کمالات او را به مکتب خانه کشانید. حافظ تحصیل علوم و کمالات را در زادگاه خود کسب کرد و مجالس درس علما و فظلای بزرگ خود را که یکی از انان قوام الدین عبدالله بود درک نمود و در علوم به مقامی رفیع رسید حافظ قران را حفظ کرده و در اشعار خویش چندین بار بدبن اشتغال مداوم به کلام الله اشاره نموده است و بنا بر تصریح صاحبان نظر،اتخاذ تخلص (حافظ )نیز از همین اشتغال نشات گرفته است.
عشقت رسد به فریاد ور خود بسان حافظ
قران زبر بخوانی در چهارده روایت
به سال ۷۴۲ه.ق بود که شاه شیخ جمال الدین ابو اسحاق اینجو،پسر محمود شاه،با لیاقت و قابلیتی که داشت پیر حسین و ملک اشرف چوپانی را از شیراز بیرون کرد و خود حکومت فارس را بدست گرفت و تا ۷۵۴ه.ق ان ایالت را اداره نمود. ابو اسحاق اهل عدل و داد بود و به عمران شیراز کوشید و خود از ذوق ادبی بهره مند بود لا جر حافظ را نیز گرامی شمرد و جانب او را عزیز داست و از اولین امرایی است که جلب نظر شاعر شیرازی را کرد وبه تکرار ممدوح او واقع شد و شاعر او را به القاب (جمال چهره ی اسلام )(سپهر عام و حیا)و نظایر ان ستود.از مظفریان مخصوصا شاه شجاع پسر محمد (۷۵۹ـ۷۸۶ه.ق)و شاه منصور(۷۸۹ـ۷۹۵)اخرین حکمران این سلسله ممدوح حافظ شدند جلال الدین شاه شجاع خود ذوق ادبی و قریحه شاعرانه داست و در زمان او شیراز از فشار متعصبین خشک و خشن خلاصی یافت . دیوان حافظ یک دیوان عرفانی است ،به علاوه جنبه فنی شعر به عبارت دیگر دیوان حافظ عرفان ایت وبه علاوه هنر دیوانی است که از عرفان سر چشمه گرفته وبه صورت شعر بر زبان سراینده جار گشته است محور جهان بینی عرفانی(وحدت وجود)است.
مسئله دیگر وحدت تجلی است یعنی اینکه جهان با یک تجلی حق بوجود امده است. مسئله دیگر در جهان بینی عرفانی راز خلقت جهان است که انها خلقت تعبیر نمی کنند تجلی تعبیر می کنند عشق است(جهان از عشق به وجود امده است و با نیروی عشق باز می گردد).
در اشعار حافظ به شاخ نبات بر می خوریم که در باره عشق به اوست.چنانکه گویند بعد از مدتی اورا به عقد خود در اورد و روزگار را با محبوبه خود می گذراند و از او پسری بدنیا امد .حافظ دز سن ۳۸ سالگی از فقدان محبوب خود می نالد و بار دیگر زمانه نامهربانی خود را به او نمایان می سازد و اینبار شاهد مرگ فرزندش می باشد که ان را با سوز در شعر زیر گفته است:
دلا دیدی که ان فرزانه فرزند چه دید اندر خم این طاق رنگین
به جای لوح سیمین در کنارش فلک بر سر نهادش لوح سنگین
عزیزان هموطنم امیدوارم که توانسته باشم اطلاعاتی در مورد زندگی این شاعر بزرگ به شما داده باشم و شما را با زندگینامه ی شاعر بزرگ ایران(حافظ شیرازی)اشنا کنم.
شمس الدین محمد شیرازی متخلص به حافظ و ملقب به لسان الغیب یکی از پر رمز ورازترین شاعران ایران و جهان است پدرش بهاءالدین می باشد که بازرگانی می کرده و مادرش اهل کازرون شیراز بوده تاریخ تولد او را بعضی ها سال ۷۹۲ و برخی بین سالهای ۷۳۰ـ۷۲۰ ثبت کرده اند که اوایل قرن ۸ بوده بعد از مرگ پدر برادران اکه هر کدام بزرگتر از او بودند به سویی روانه شدند و شمس الدین با مادرش در شیراز ماند وروزگار انها در تهیدستی می گذشت حافظ همین که به سن جوانی رسید در نانوایی به خمیر گیری مشغول شد تا اینکه عشق به تحصیل کمالات او را به مکتب خانه کشانید. حافظ تحصیل علوم و کمالات را در زادگاه خود کسب کرد و مجالس درس علما و فظلای بزرگ خود را که یکی از انان قوام الدین عبدالله بود درک نمود و در علوم به مقامی رفیع رسید حافظ قران را حفظ کرده و در اشعار خویش چندین بار بدبن اشتغال مداوم به کلام الله اشاره نموده است و بنا بر تصریح صاحبان نظر،اتخاذ تخلص (حافظ )نیز از همین اشتغال نشات گرفته است.
عشقت رسد به فریاد ور خود بسان حافظ
قران زبر بخوانی در چهارده روایت
به سال ۷۴۲ه.ق بود که شاه شیخ جمال الدین ابو اسحاق اینجو،پسر محمود شاه،با لیاقت و قابلیتی که داشت پیر حسین و ملک اشرف چوپانی را از شیراز بیرون کرد و خود حکومت فارس را بدست گرفت و تا ۷۵۴ه.ق ان ایالت را اداره نمود. ابو اسحاق اهل عدل و داد بود و به عمران شیراز کوشید و خود از ذوق ادبی بهره مند بود لا جر حافظ را نیز گرامی شمرد و جانب او را عزیز داست و از اولین امرایی است که جلب نظر شاعر شیرازی را کرد وبه تکرار ممدوح او واقع شد و شاعر او را به القاب (جمال چهره ی اسلام )(سپهر عام و حیا)و نظایر ان ستود.از مظفریان مخصوصا شاه شجاع پسر محمد (۷۵۹ـ۷۸۶ه.ق)و شاه منصور(۷۸۹ـ۷۹۵)اخرین حکمران این سلسله ممدوح حافظ شدند جلال الدین شاه شجاع خود ذوق ادبی و قریحه شاعرانه داست و در زمان او شیراز از فشار متعصبین خشک و خشن خلاصی یافت . دیوان حافظ یک دیوان عرفانی است ،به علاوه جنبه فنی شعر به عبارت دیگر دیوان حافظ عرفان ایت وبه علاوه هنر دیوانی است که از عرفان سر چشمه گرفته وبه صورت شعر بر زبان سراینده جار گشته است محور جهان بینی عرفانی(وحدت وجود)است.
مسئله دیگر وحدت تجلی است یعنی اینکه جهان با یک تجلی حق بوجود امده است. مسئله دیگر در جهان بینی عرفانی راز خلقت جهان است که انها خلقت تعبیر نمی کنند تجلی تعبیر می کنند عشق است(جهان از عشق به وجود امده است و با نیروی عشق باز می گردد).
در اشعار حافظ به شاخ نبات بر می خوریم که در باره عشق به اوست.چنانکه گویند بعد از مدتی اورا به عقد خود در اورد و روزگار را با محبوبه خود می گذراند و از او پسری بدنیا امد .حافظ دز سن ۳۸ سالگی از فقدان محبوب خود می نالد و بار دیگر زمانه نامهربانی خود را به او نمایان می سازد و اینبار شاهد مرگ فرزندش می باشد که ان را با سوز در شعر زیر گفته است:
دلا دیدی که ان فرزانه فرزند چه دید اندر خم این طاق رنگین
به جای لوح سیمین در کنارش فلک بر سر نهادش لوح سنگین
عزیزان هموطنم امیدوارم که توانسته باشم اطلاعاتی در مورد زندگی این شاعر بزرگ به شما داده باشم و شما را با زندگینامه ی شاعر بزرگ ایران(حافظ شیرازی)اشنا کنم.
